قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2665

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و هشتاد و هفتم از رحلت خير البشر در محرّم اين سال ، ايلك « 1 » بن بهرام بن ارتق بعد از آنكه سروج را فرنگيان از وى گرفتند ، بلدهء عانه را از بنى بعيش بن عيسى بن خلاط انتزاع نمود . بنى بعيش چون از مقاومت ايلك عاجز شدند به استغاثه پيش سيف الدّولة بن صدقه رفتند و سيف الدّوله با لشكرى آراسته به اعانت بنى بعيش متوجّه بلدهء عانه گشت . ايلك چون بر اين حال اطلاع يافت عانه را گذاشته به جانبى بيرون رفت و چون سيف الدّوله بازگشت ، ايلك با دو هزار تركمان بر سر بلدهء عانه رفت و اهالى آن بلده در مقام ممانعت و مدافعت درآمده سعى و اهتمام بسيار نمودند . آخر الأمر ، ايلك جبرا و قهرا شهر را گرفته زن و فرزندان ايشان را به اسيرى برد و بعد از فتح عانه به عزم تسخير هيت متوجّه آن صوب گشت . و چون به حوالى آن بلده رسيد شنيد كه سپاه سيف الدّوله متوجّه حرب او شده است ، بنابراين بندگان ايلك از توجّه خود به آن جانب پشيمان شده بازگشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه ربيع الآخر ، ميانهء سلطان بركيارق و سلطان محمّد مصالحه واقع شد و باعث بر مصالحهء برادران آن بود كه به واسطهء كثرت محاربات و منازعاتى كه ميان ايشان روى داده بود تمامى بلاد روى به خرابى نهاد و خزاين ايشان خالى گشت و بيگانگان را طمع در ملك پيدا شد و امراى ايشان به واسطهء تغلّب و تسلّط خود ، مطلقا به مصالحه راضى نمىشدند . بنابراين ، سلطان بركيارق با خود انديشيد كه : اگر صحبت ميانهء من و برادرم به اين طرز امتداد يابد عن‌قريب است كه ملك را بيگانگان از دست ما بيرون مىبرند ،

--> ( 1 ) . ق : ملك .